earthsoldier

پريشانی های يک سرباز ۶

نان یا درخت؟!

تا به حال برای شما اتفاق افتاده که در موقعیتی قرار بگیرد که اطرافیانتان متوجه حرف شما نشوند. بهتر بگویم، درباره مسایل و دغدغه های فکری شما بی تفاوت باشند. برای من این اتفاق زیاد می افتد. فکر می کنم برای شما هم که درباره مسایل اجتماعی و علی الخصوص محیط زیست فعالیت دارید این اتفاق زیاد افتاده است. صحبت از مخالفت با نظر یا عقیده نمی کنم. منظورم بی تفاوتی نسبت به دغدغه های ذهنی افراد است. خیلی ها به بی تفاوتی هم اکتفا نکرده و عقاید دیگران را به تمسخر می گیرند.

با یکی از همین موارد چند وقت پیش مواجه شدم. یعنی زمانی که برای اعتراض به قطع درختان سرخه حصار، جلوی درب ورودی پارک جنگلی تجمع کرده بودیم. پلاکارد به دست و در سکوت اعتراض خودمان را به دیگران اعلام می کردیم و عده زیادی با برخوردهای متفاوت از کنار ما می گذشتند. عده ای با ما و عقده ما موافق بودند و حرکت ما را تأیید می کردند. عده ای دیگر - که کم هم نبودند- هم بدون توجه به درخواست ما، فقط کار ما را تأیید می کردند. معمولاً این افراد ه دلایل مختلف فقط با ذات تجمع و اعتراض و این سبک فعالیت ها موافقند. عده ای نیز در این میان مخالف عقیده ما بودند و با دلایلی مانند «بالاخره نیاز به راه و خیابان داریم» و «اگر ترافیک نباشد بد است؟» مخالفت خودشان را ابراز می کردند. اما عده ای دیگر که شاید در اکثریت قرار داشتند کاملاً بی تفاوت از کنار ما می گذشتند. معمولاً این افراد، با نگاهی گذرا پلاکاردها را می خواندند و پس از اینکه متوجه شدند مسئله مربوط به قطع چند درخت است و در وضع اقتصادیشان تأثیر ندارد، سر برمی گرداندند و بی توجه عبور می کردند. بعضی دیگر از این عده هم به ما به چشم یک مشت انسان بیکار نگاه می کردند که از فرط رفاه می خواهند در زندگی شان تنوعی ایجاد کنند و این قضایا را به راه انداخته اند.

فکر می کنم معمولاً در جوامع توسعه نیافته و جهان سوم، تعداد زیادی از مردم در دسته آخر جای می گیرند. معمولاً این دسته از افراد آنقدر گرفتار رفع نیازهای اولیه زندگی شان هستند که به خود اجازه تفکر درباره مسایلی که به جمع مربوط می شوند را نمی دهند. اگر هم در فعالیتی اجتماعی شرکت کنند دو دلیل بیشتر ندارد. یا اینکه نفع مستقیمی (مادی) از آن جریان می برند. یا اینکه در یک تصمیم گیری احساسی به این نتیجه رسیده اند که در این فعالیت مشارکت کنند. معمولاً درمورد دوم، فرد شرکت کننده به درستی از اهداف قضیه با خبر نیست.

جریان های فکری جامعه نیز – که در کشورهایی مانند کشور ما از عقاید حکومتی تأثیر می گیرند- در بی تفاوتی افراد تأثیر مستقیم دارند. مثلاً یک وزیر و یا یک مدیر دولتی با چند دقیقه سخنرانی و یا مصاحبه خبری، می تواند چنان تأثیر عمیقی بر توده های مردم بگذارد که صد نفر مردم عادی با ساعت ها شعار و تجمع نمی توانند چنین تأثیری داشته باشند.

این دو دست در دست هم داده و باعث می شوند افراد جامعه روز به روز بی تفاوت تر از پیش از کنار مسایل بگذرند. و تنها به نتایج ظاهری و اولیه مسایل توجه کنند.

شاید بیشتر از آنکه به مسایلی مثل محیط زیست بپردازیم، بهتر باشد به رفاه نسبی و راهکارهای رسیدن به آن در جامعه بپردازیم. چرا که به قول امام علی (ع) «از دری که فقر وارد از در دیگر ایمان خارج می شود.»

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين