earthsoldier

پريشانی های يک سرباز ۱

گاهی به این فکر می کنم از اون دو نفر اول که هابیل و قابیل باشن با هم یه جوری کنار می اومدن چقدر خوب میشد! همش اقصیر اون دوتا برادر بود- نمی دونم کدوم یکیشون دست به قتل زد؟البته زیاد فرقی هم نمیکنه!- اونا بودن که کار یاد ملت دادن. یاد دادن به بقیه که به جای حل کردن مسایل با روش های مسالمت آمیز، در اولین فرصت مناسب و ممکن، صورت مسئله رو پاک کنن. یا به قول خودمون کلک طرف رو بکنن! همش تقصیر اونا بود که اصلا از اول دعوا کردن. یکی از کوچک ترین تبعات کارشون رو هم می تونید در همین عکس های پایین (مطلب قبلی) ببینید. این گوشه و کنار باید درباره مطلب قبل یه توضیح کوچولو بدم.
آخر اين مطلب نوشته بودم: «خدايا! توبه!!» كه بعضي ها به اشتباه اين جمله را يا تكيه كلام طغرل در سريال شبهاي برره اشتباه گرفته بودند و فكر مي كردند در پايان مطلب من به شوخي از اين جمله استفاده كرده ام كه در اينجا تصحيح مي كنم!

متشكرم
سرباز كوچك زمين

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٥ - سرباز زمين