earthsoldier

ویژه نامه نوروز ماهنامه زمين

ویژه نامه نوروزی ماهنامه زمین در ۱۲ صفحه منتشر شر

برای دانلود این ویژه نامه می توانید به نشانی :

http://groups. yahoo.com/ group/zamin_ monthly/files

مراجعه کنید. البته لازم است ابتدا در این گروه عضو شوید!

موفق یاشید و سال نو مبارک

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ۱ فروردین ،۱۳۸٦ - سرباز زمين

تعطيلی سه سازمان غير دولتی در روزهای پايانی سال

در عصر روز پنج شنبه آخرين دهه آخرين ماه سال 85، و در شرايطي كه بيشتر روزنامه ها و رسانه هاي خبري در ايران، بساط صفحه هاي نوروزي شان را پهن كرده و عموم سرها به بازار نوروز نيامده گرم است، دفتر سه سازمان غيردولتي در ايران پلمپ مي شود. اين خبر در رسانه هاي برون مرزي نيز تحت الشعاع اخبار داغ زنداني شدن 33 زن فعال جنبش زنان و تجمع معلمان معترض به شرايط حقوقي و طبق معمول اين سال، - اخبار انرژي هسته اي- قرار مي گيرد و كمرنگ مي شود.
"كنشگران داوطلب"، "راهي" و "مركز كارورزي سازمانهاي غير دولتي"، سه موسسه غير دولتي فعال جامعه مدني ايران درحالي پلمپ مي شوند كه مديران دو موسسه راهي و مركز كارورزي تا زمان نوشتن اين مصاحبه، همچنان بعد از گذشت بيش از دو هفته، در بند 209 زندان اوين در بازداشت به سر مي برند.

با دكتر سهراب رزاقي، مديرعامل موسسه كنشگران داوطلب، به گپ و گفت كوتاهي درباره اين اتفاق نشسته ايم. دكتر رزاقي دكتراي علوم سياسي از دانشگاه تهران دارد و تا سال پيش ( قبل از پاكسازي استادان دانشگاه در دولت جديد) عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي بوده است.



آقاي دكتر رزاقي پيش از وارد شدن به اين بحث كه به نظر شما علت برخورد با برخي از فعالان جنبش هاي اجتماعي در روزهاي اخير چيست، از برخوردي كه با خود شما و موسسه تان شد شروع كنيم. لطفا از روزي كه دفترتان را پلمپ كردند بگوييد:

روز پنج شنبه گذشته در دفتر، مشغول كار بوديم كه با ورود ماموران دادسراي عمومي و انقلاب تهران مواجه شديم. آنها از همكارانم خواستند كه ساختمان را ترك كنند و من بمانم. بعد از خروج همكارانم، كليه وسايل و مدارك دفتر كنشگران را تفتيش كرده و كيسهاي كامپيوتر را بررسي كردند. بعد خارج شديم و ساختمان را پلمپ كردند ولي مدركي از آنجا خارج نشد.
سپس راهي منزل شديم زيرا آنها حكم تفتيش منزل را نيز با خود داشتند. تجسس در خانه من از ساعت 2.30 تا حدود 6 بعد از ظهر طول كشيد كه در نتيجه آن كليه اسناد و مدارك شخصي ام حتا فيلم ها و سي دي ها و عكسها و برخي از نشريه ها و كتابهايم را كارتون زدند و بردند.

معترض نشديد؟
چرا! اتهام هاي انتسابي آنها هنوز هم مشخص نشده. و من بارها اين مساله را گوشزد كردم. اما پاسخ مي گرفتم كه "بعدا مشخص مي شود!" حتا در صورتجلسه اي كه از اموال شخصي من (كه از منزل خارج مي شد) تهيه شده بود،نوشتم كه اين عمل هم خلاف قانون اساسي كشور است و هم خلاق حقوق بشر.

آيا ماموران حكم ديگري هم در منزل به شما نشان دادند؟ چون ظاهرا حكمها را يكي يكي نشان داده اند، اول محيط كار، بعد منزل ... ؟
بله، بعد نوبت به دفتر ديگر موسسه در خيابان فتحي شقاقي رسيد. البته وقتي به آنجا رسيديم، گروه ديگري از همكارانشان قبلا آنجا را گشته بودند.

بدون حضور شما؟
يكي از كارمندان دفتر را پيدا كرده و بدون حضور من دفتر را گشته بودند.

فكر مي كنيد علت برخورد با سازمان شما چه بوده؟
به نظرم بعد از مطبوعات، نوبت برخورد با سازمانهاي غير دولتي و نهادهاي مدني و فعالان اجتماعي رسيده. مدتها بود كه زمزمه اين برخورد هم شنيده مي شد. موسسه ما سوابقش روشن و شفاف است و هرچه فكر مي كنم تنها دليل موجه، برخورد با موسسه هايي است كه در حوزه جامعه مدني تاثيرگذارند. و اين نشان دهنده نگاه منفي دولت، به جامعه مدني است و معلوم است كه كمر به محدود كردن و مسدود كردن ان بسته اند.

بيشترين فعاليت موسسه شما در چه زمينه هايي بوده است؟
اهدافي كه ما در اساسنامه مان تعريف كرده ايم تعميق جامعه مدني،گسترش مشاركت و دموكراسي در بين سازمانهاي جامعه مدني و توسعه پايدار است.
براي اين هدف، پروژه ظرفيت سازي سازمانهاي جامعه مدني را در حوزه هاي واقعي و مجازي دنبال مي كنيم. به اعتقاد ما دموكراسي پايدار بدون وجود جامعه مدني قدرتمند شكل نمي گيرد. بنابراين پايه كار را بر ساختن جامعه مدني قوي و قدرتمند قرار داده ايم.

بحث جامعه مدني، نه فقط در ايران بلكه در بسياري از نقاط ديگر دنيا نيز به مسائل سياسي گره خورده است. اما در ايران به نظر مي رسد مرزبندي بين فعاليتهاي اجتماعي و سياسي مخدوش تر است. به نظر شما جامعه مدني ايران چقدر سياسي است؟
به نظر من، در حال حاضر تنها حوزه فعال و پويا در جامعه ايران، جامعه مدني است.به همين دليل است كه بيشتر نگاه ها به آن،سياسي است.دولت از يك منظر به آن به ديده فعاليت سياسي نگاه مي كند. نگاه دولت به جامعه مدني بيشتر نگاه به اسب تراوا است (و اين تعبير را دارد كه جامعه مدني پايگاه دشمن است و حتما در دل اين اسب چوبي ،قدرتي خوابيده كه قصد استفاده از فرصتي دارد براي بيرون جستن از پوسته چوبي اش!)، از سوي ديگر گروه هاي سياسي هم به خاطر انسداد سياسي، به جامعه مدني به چشم ابزاري براي پيشبرد اهداف خود، نگاه مي كنند. اما به نظر من جامعه مدني ايران مستقل از اين هردو نگاه، راه خود را مي رود و اهداف خود را پيش خواهد برد.

كدام هدف؟
گسترش دموكراسي نه از طريق فعاليت سياسي، بلكه از طريق افزايش مشاركت مردم.

آقاي دكتر رزاقي همزمان با تعطيل كردن موسسه شما از سوي دادسراي انقلاب و عمومي تهران، دو مركز غيردولتي ديگر نيز تعطيل شد و هر سه موسسه نيز طرف قرارداد با هيووس كه يك موسسه هلندي است بوده ايد. آيا بسته شدن اين سازمانها ربطي به همكاري با اين موسسه دارد؟
من چنين دليلي نمي بينم. چون هيووس از سازمانهايي است كه در ايران خيلي شفاف و در چارچوب قانون عمل كرده است. بنابراين چنين بهانه اي مورد قبول نمي تواند باشد.حتا وزارت امور خارجه به صورت كتبي اعلام كرد كه منعي براي همكاري با اين سازمان وجود ندارد.مانيز زمان عقد قرارداد، مدارك را به وزارت خارجه اعلام كرديم و اگر منعي بود بايد اعلام مي شد، كه نشد. بنابراين نمي شود اين برخوردها را به حساب طرف قراداد ما گذاشت.

آيا به جز هيووس شما طرف قرارداد با نهاد خارجي ديگري هم هستيد؟
بله. در چارچوب بيانيه اجلاسWSISبا اينتر نيوز همكاري مي كنيم و پروژه تقويت جامعه مدني مجازي را پيش مي بريم(ONLINE CIVIL SOCIETY)و با موسسه آمازون بلژيك نيز پروژه " انتقال تجربه هاي زنان در سه كشور مراكش،تركيه و ايران" را داريم. همچنين با يونيسف در پروژه نقش سازمانهاي غير دولتي زنان و كودكان در پيشبرد اهداف توسعه هزاره)MDG) همكاري كرده و آن را در چهار استان هرمزگان، آذربايجان غربي، سيستان و بلوچستان و بم اجرا مي كنيم.

پس تحليل شما اين است كه برخورد با ان.جي.او. ها به خاطر تاثيرگذاري آنها بر جامعه است؟ به نظر شما آيا واقعا نهادهاي مدني تابدين حد تاثيرگذارند؟
بله، به هر حال شما نمي توانيد منكر اين شويد كه حركتهاي اجتماعي بر جامعه ما بي تاثير بوده است. همان طور كه نمي شود منكر شد كه مطبوعات در يك دوره اي تاثير بسزايي در بالا بردن اطلاعات و آگاهي مردم حتا درباره حقوقشان در مطالبات اجتماعي و سياسي داشته اند. حوزه جامعه مدني نيز همين طور است.

به عنوان آخرين سوال، آيا اميدي به بازگشايي اين مراكز هست؟
ما تلاشمان را خواهيم كرد. ضمن اينكه يادم رفت بگويم كه كنشگران، به عنوان مركز هماهنگ كننده سازمانهاي جامعه مدني غرب آسيا و خاورميانه و عضو دبيرخانه جامعه مدني اجلاس جامعه اطلاعاتي )WSIS) وظايفي به عهده دارد كه يكي از آنها بحث درباره گردش آزاد اطلاعات است. دولت ايران به عنوان يكي از امضاكنندگان بيانيه اجلاس وبرنامه عمل آن بايد به تعهدات خود براي كمك كردن به جريان آزاد اطلاعات، عمل كند.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

خبر از ایسنا

درپي پخش تصاويري ازكشتن راكونها درتالش

مديركل نظارت وبازرسي سازمان محيطزيست درگفت‌وگوباايسنا:

تصاويرمربوط به چندماه پيش بود

پرونده موضوع دردست پيگيري است

عکس تزیینی است

در پي پخش تصاويري از هجوم كشاورزان در جنگلهاي تالش به تعدادي از راكون‌ها و كشتن و جمع‌آوري آنها از يكي از بخشهاي خبري روز دوشنبه 28 اسفندماه سال جاري سيما، مديركل دفتر نظارت و بازرسي سازمان حفاظت محيط زيست از طرح دعوي عليه اين متخلفان خبر داد.

مهندس جوادي، دقايقي پيش در گفت‌و‌گو با خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: بر اساس اطلاعات موجود، تصاوير نمايش داده شده مربوط به چند ماه قبل بوده است كه تعدادي از كشاورزان به دليل فراوان بودن راكون در جنگل‌هاي تالش و با توجه به غيربومي و زيان‌بار بودن آنها، اقدام به كشتنشان كردند.

وي با اشاره به اين كه هم‌اكنون مسؤولان استاني در حال پيگيري موضوع هستند، گفت: پرونده براي اين افراد تشكيل شده و موضوع تا رسيدن به نتيجه نهايي در حال پيگيري است.

گفتني است راكون مختص مناطق شمالي قاره آمريكا (ايالات متحده و كانادا) است كه شوروي سابق بويژه آذربايجان براي جلوگيري از خطر انقراض اين گونه، آن را به نواحي داراي آب و هواي مشابه خود منتقل كرد. سازگاري اين حيوان با مناطق جنگلي «آستارا» و «تالش» موجب مهاجرت آن به كشور ايران شد.

اين حيوانات معمولا در جنگلها و كنار آب زندگي مي‌كنند و شناگران خوبي هستند، در حفره‌هاي درختان و يا لانه متروكه جانوران ديگر زندگي مي‌كنند و با اين كه در راسته گوشتخواران قرار مي‌گيرند، اما رژيم غذايي آنها همه‌چيزخوارند و از خرچنگ، قورباغه، ماهي، دانه فندق، گردو و ذرت تغذيه مي‌كنند.

طبق بررسيهاي انجام شده در منطقه «لوندويل آستارا»، راكون‌ها از دانه گياهان و ميوه‌هاي محلي مانند: انار، ازگيل، وليك ‌و ساير دانه‌هاي گياهي و تخم پرندگان كوچك و ماهي و قورباغه تغذيه مي‌كنند.

لینک خبر

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

خبر مهم

شعبه‌ي تجديدنظر ديوان عدالت اداري راي قطعي داد:

تملك سازمان حفاظت محيط زيست بر شكارگاه سلطنتي خجير و سرخه‌حصار فاقد مبناي قانوني است

ايسنا: شعبه‌ي تجديدنظر ديوان عدالت اداري با بررسي پرونده املاك شكارگاه سلطنتي خجير و سرخه حصار، به ابطال تملك سازمان محيط زيست حكم داد و اعلام كرد كه اين راي قطعي است.

پس از تجديدنظرخواهي شركت تعاوني مسكن كاركنان وزارت جهاد كشاورزي به ديوان عدالت اداري درباره‌ي زمين‌هاي سرخه حصار به طرفيت سازمان حفاظت محيط زيست و اداره كل محيط زيست استان تهران در تاريخ ‌١/١٢/٨٥،‌ شعبه‌ي ‌٨ تجديدنظر ديوان عدالت اداري راي خود را در اين پرونده اعلام كرد.

ادامه خبر از سایت ایسنا: http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-894971

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

پريشانی های يک سرباز ۶

نان یا درخت؟!

تا به حال برای شما اتفاق افتاده که در موقعیتی قرار بگیرد که اطرافیانتان متوجه حرف شما نشوند. بهتر بگویم، درباره مسایل و دغدغه های فکری شما بی تفاوت باشند. برای من این اتفاق زیاد می افتد. فکر می کنم برای شما هم که درباره مسایل اجتماعی و علی الخصوص محیط زیست فعالیت دارید این اتفاق زیاد افتاده است. صحبت از مخالفت با نظر یا عقیده نمی کنم. منظورم بی تفاوتی نسبت به دغدغه های ذهنی افراد است. خیلی ها به بی تفاوتی هم اکتفا نکرده و عقاید دیگران را به تمسخر می گیرند.

با یکی از همین موارد چند وقت پیش مواجه شدم. یعنی زمانی که برای اعتراض به قطع درختان سرخه حصار، جلوی درب ورودی پارک جنگلی تجمع کرده بودیم. پلاکارد به دست و در سکوت اعتراض خودمان را به دیگران اعلام می کردیم و عده زیادی با برخوردهای متفاوت از کنار ما می گذشتند. عده ای با ما و عقده ما موافق بودند و حرکت ما را تأیید می کردند. عده ای دیگر - که کم هم نبودند- هم بدون توجه به درخواست ما، فقط کار ما را تأیید می کردند. معمولاً این افراد ه دلایل مختلف فقط با ذات تجمع و اعتراض و این سبک فعالیت ها موافقند. عده ای نیز در این میان مخالف عقیده ما بودند و با دلایلی مانند «بالاخره نیاز به راه و خیابان داریم» و «اگر ترافیک نباشد بد است؟» مخالفت خودشان را ابراز می کردند. اما عده ای دیگر که شاید در اکثریت قرار داشتند کاملاً بی تفاوت از کنار ما می گذشتند. معمولاً این افراد، با نگاهی گذرا پلاکاردها را می خواندند و پس از اینکه متوجه شدند مسئله مربوط به قطع چند درخت است و در وضع اقتصادیشان تأثیر ندارد، سر برمی گرداندند و بی توجه عبور می کردند. بعضی دیگر از این عده هم به ما به چشم یک مشت انسان بیکار نگاه می کردند که از فرط رفاه می خواهند در زندگی شان تنوعی ایجاد کنند و این قضایا را به راه انداخته اند.

فکر می کنم معمولاً در جوامع توسعه نیافته و جهان سوم، تعداد زیادی از مردم در دسته آخر جای می گیرند. معمولاً این دسته از افراد آنقدر گرفتار رفع نیازهای اولیه زندگی شان هستند که به خود اجازه تفکر درباره مسایلی که به جمع مربوط می شوند را نمی دهند. اگر هم در فعالیتی اجتماعی شرکت کنند دو دلیل بیشتر ندارد. یا اینکه نفع مستقیمی (مادی) از آن جریان می برند. یا اینکه در یک تصمیم گیری احساسی به این نتیجه رسیده اند که در این فعالیت مشارکت کنند. معمولاً درمورد دوم، فرد شرکت کننده به درستی از اهداف قضیه با خبر نیست.

جریان های فکری جامعه نیز – که در کشورهایی مانند کشور ما از عقاید حکومتی تأثیر می گیرند- در بی تفاوتی افراد تأثیر مستقیم دارند. مثلاً یک وزیر و یا یک مدیر دولتی با چند دقیقه سخنرانی و یا مصاحبه خبری، می تواند چنان تأثیر عمیقی بر توده های مردم بگذارد که صد نفر مردم عادی با ساعت ها شعار و تجمع نمی توانند چنین تأثیری داشته باشند.

این دو دست در دست هم داده و باعث می شوند افراد جامعه روز به روز بی تفاوت تر از پیش از کنار مسایل بگذرند. و تنها به نتایج ظاهری و اولیه مسایل توجه کنند.

شاید بیشتر از آنکه به مسایلی مثل محیط زیست بپردازیم، بهتر باشد به رفاه نسبی و راهکارهای رسیدن به آن در جامعه بپردازیم. چرا که به قول امام علی (ع) «از دری که فقر وارد از در دیگر ایمان خارج می شود.»

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

شعر ژنرال

این هم شهر ژنرال از دوست عزیزم مهدی عسکری که برای من سروده شده! کاریکاتورها از: پیمان علیشاهی

شعر ژنرال از مهدی عسکری

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

درختکاری

فردا میخوایم بریم درختکاری در اطراف شهریار، البته با هدف مهار بیابان زایی. گونه ای که قراره بکاریم، آتریلکس یا اسفناج وحشیه.
یک گزارش از اون رو می تونید در شماره ویژه نوروز ماهنامه زمین بخونید.
در ضمن قراره از این به بعد هم لینک ماهنامه رو در کنار وبلاگ بذارم تا دسترسی به شماره های گذشته و آرشیو راحت تر باشه.
از بچه های انجمن علمی منابع طبیعی دانشگاه تهران هم به خاطر چاپ کردن و قرار دادن ماهنامه زمین در برد انجمن تشکر می کنم .

امیدوارم سال خوبی داشته باشید!

ذوستدار شما
سرباز زمین

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

سال نو در راه است

 بالاخره به اسفندماه رسیدیم. ماهی که سرمای نه چندان با رمقش بوی بهار می دهد. یکبار نوشته بودم: «زمستان، به سبزی بهار، لبخند خداحافظی می زند» شاید اسفند همان لبخندی باشد که زمستان می زند. سال دارد تمام می شود. بجنبید!

تا پایان سال کمتر از یک ماه مانده آن هم یک ماه 29 روزه! خانه تکانی، خرید، تحویل دادن کارهای عقب افتاده و تسویه حساب با بقال و قصاب و همکار و مشتری فراموش نشود. اما یک چیز دیگر هم فراموش نشود: درختکاری.

بهتر است بگویم پرداخت قسط به طبیعت. هرچند که بدهی طبیعت را نمی شود در همین چند قسط کوچک پرداخت کرد ولی حداقل می توان به زمین خسته و پیر یک درخت پیشکش کرد، آخر می دانید، زمین عاشق درخت است، عاشق حیوانات است و عاشق زندگی.

پس این دست و اون دست کردن بی فایده است. سری به تقویم دیواری اتاقتان بزنید. به همه کارهای کوچک و بزرگتان این کی را هم اضافه کنید: درختکاری تا قبل از عید!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

پريشانی های يک سرباز ۵

اشاره: یادداشت زیر در تاریخ 8 اسفندماه 1383 نوشته شده است. این یادداشت را زمانی که سرباز بودم و در دوره آموزشی به سر می بردم، در پادگان مرکز پیاده شیراز نوشتم. بد ندیدم به بهانه دومین سالگرد این اتفاق جالب آن را برای شما خوانندگان عزیز نقل کنم. البته به دلیل اینکه نخواستم تغییری در اصل مطلب بدهم، مطلب را عینا و بدون تغییر و ویرایش بازگو می کنم.

قبل از شروع، باید توضیحی درباره یک واژه بدهم. امریه: عبارت است از نامه که به سربازان داده می شود و نشان دهنده محل خدمت سربازی، بعد از دوره آموزشی است.

روز موریانه

یک روز در سال موریانه هایی که توانایی جفت گیری دارند با بالهای درشت خود از لانه های قدیمی مادران و پدران آفتاب ندیده شان پرواز می کنند و به دنبال جفت می گردند. این یعنی زمین دارد نفس می کشد. یعنی بهار نزدیک است. آن روز، امروز است.

دلم گرفته بود، کسل بودم. از امریه لعنتی خبری نیست و ما عمر عزیز را بلاتکلیف هدر می کنیم، به اسم خدمت مقدس! از آسایشگاه بیرون می زنم، سرم پایین است. روی خاک جانوران بزرگتر از مورچه و قهوه ای رنگی می بینم که سریع حرکت می کنند. مطمئنم مورچه نیستند. تعدادشان کم نیست. بهتر است بگویم خیلی زیادند. تعدادی بالدارشان حواسم را پرت می کنند. سرم را بالا می گیرم.

خدای من! اینها موریانه اند. چقدر زیاد. آسمان پر شده از موریانه، هر طرف موریانه. زنده باد زندگی! تازه یادم می آید که موریانه ها یکبار در سال پرواز می کنند –البته آنهایی که می توانند جفت گیری کنند- یعنی امروز.

آنها پرواز می کنند و از لانه دور می شوند تا اینکه جفتی پیدا کنند. آنگاه روی زمین می نشینند و آن قدر این طرف و آن طرف می روند و غلت می زنند تا بالهایشان کنده شود و از شر بالهایی که دوبرابر طول بدنشان طول دارند، راحت شوند. چهار بال افتاده روی زمین خوراک مورچه ها می شوند و البته شاید صاحب بال هم! بدون هیچ اغراق. مورچه ها زنده زنده موریانه ها را می گیرند و می برند به انبارهایشان. اکثریت خوراک پرنده ها می شوند و خیلی دیگر بازیچه دست سربازان بیکار منتظر امریه!

جلوی درب لانه های قدیمی غلغله است. بالدارها در میان بدون بالهای کوچک که رگه هایی زرد رنگ زیبایشان کرده، نمایان هستند. انگار در حال بدرقه نور چشمی ها هستند.

آن ها که زنده می مانند شروع می کنند به ساختن خانه و حفر زمین. ماده هایی که بارور می شوند دیگر هیچگاه نور نمی بینند و تا پایان عمر در دخمه های تاریک زندگی می کنند. آنقدر بزرگ و خیکی می شوند که نمی توانند تکان بخورند! و اگر نور، حالا به هر ترتیبی (خراب شدن لانه و ...) به آن ها برسد، خواهند مرد. در آفریقا برجهای موریانه، هر کدام به نام یک خاندان است و ارزش اقتصادی دارد. آن ها موریانه های بالدار را گرفته و زنده زنده می خورند!

سربازها هنوز از سرگرمی جدیدشان لذت می برند. با سنگ روی زمینی ها را می کشند و با پا در حال پروازها را. یاد اون جمله می افتم که می گه: « بچه ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ پرت می کنند، قورباغه ها جدی جدی می میرند.» حالا باید گفت: «موریانه ها جدی جدی می میرند»

موریانه ها هنوز مشغول پرواز و جفت گیری و لانه سازی و خورده شدن و کشته شدن هستند. تا سال دیگر که از لانه های جفت های جدید، موریانه های جدید «امریه» تولید مثل بگیرند!

شنبه، 8 اسفند 83 ، ساعت 15:30 ، مرکز آموزش پیاده، شیراز

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

فصل شکار، داستانی با قهرمان های بامزه

درد و دل های چند حیوان بی نوا!

در شماره گذشته ماهنامه زمین درباره انیمیشن خرس برادر نوشتیم. این شماره می خواهیم انیمیشن دیگری را معرفی کنیم که درباره حیوانات و رابطه آن ها با حیوانات است این اثر که Open Season  نام دارد در کشور ما با ترجمه های متفاوتی وارد بازار شده است از جمله: فرار به سوی آزادی، فصل آزادی، فصل رهایی و ... که البته ترجمه صحیح آن «فصل شکار» می باشد. در واقع Open Season یک اصطلاح در شکارگاه هاست و به فصل های گفته می شود که شکار در آن ها آزاد است.

نویسنده قصه، شکار و بی رحمی های انسان ها را از نگاه حیوانات جنگل بررسی می کند. جایی که شکار نه به عنوان راه حلی برای زنده ماندن، بلکه به عنوان یک تفریح مورد توجه قرار می گیرد. حیوانات مظلوم، قربانی خوشگذرانی انسان هایی می شوند که نمی دانند با شکار بی رویه، آینده خود را به خطر می اندازند.

داستان از این قرار است که یک خرس دست آموز به نام « بوگ» با دختر جوانی به نام « بت» زندگی می کند. این دو دوست قدیمی سال ها برای مردم نمایش می دهند و مردم نیز از این نمایش ها کلی لذت می برند. تا جایی که دست برقضا، مرد جوانی به نام «شاو» که عاشق شکار و بیشتر دشمن حیوانات است، یک گوزن را که شاخ آن نیز شکسته است شکار کرده و بر روی کاپوت ماشینش بسته است. بوگ، گوزن درمانده را باز می کند و گوزن پا به فرار می گذارد. شاو نیز که شاهد کمک بوگ به گوزن بود بسیار خشمگین شده و در صدد شکار او برمی آید. گوزن که «الیوت» نام دارد به قصد کمک به بوگ به خانه بت رفته و به همراه بوگ چند دسته گل به آب می دهند! تا جایی که بت مجبور می شود الیوت و بوگ را به جنگل ببرد. در جنگل هم بعد از کلی گشت و گذار، بوگ که به خاطر زندگی در شهر، به قول خودمان سوسول بار آمده! نمی تواند تاب بیاورد و وقتی که می خواهد به خانه برگردد، از روی سدی که اسب های آبی درست کرده است عبور می کند. عبور این خرس گنده! از روی سد همانا و شکستن سد و جاری شدن سیل همانا! سیل حیوانات جنگل را با خود به منطقه شکار می برد و چون فصل شکار شروع شده، حیوانات تصمیم می گیرند از جان خودشان در برابر شکارچی ها دفاع کنند و بدجور حال شکارچی ها را می گیرند! در پایان هم بوگ تصمیم می گیرد ادامه زندگی اش را در جنگل بماند.

فصل شکار در سال 2006 توسط کمپانی کلمبیا و با همکاری آتلیه Sony Pictures Animation به بازار عرضه شد.

طراحی شخصیت های این انیمیشن بسیار جالب توجه است. حیواناتی که شخصیت های داستان را تشکیل می دهند، همگی بومی آمریکای شمالی بوده و با دیدی طنز آمیز طراحی شده اند.

در کل، اثر سرشار است از شوخی های بسیار جالب و البته پیام های زیست محیطی. ببینید و لذت ببرید!!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

چهار روز با انجمن یوزپلنگ ایرانی در بافق

سفر به شهر سنگ آهن و یوزپلنگ

در هفته پایانی بهمن ماه، به همراه چند نفر از داوطلبان و اعضای انجمن یوزپلنگ ایرانی، سفری به بافق داشتم. بافق شهری است کوچک در 150 کیلومتری یزد که ارتفاعات گوه بنان، این شهر را از کویر لوت جدا می کند. آب و هوا آن گرم و خشک و تمامی شهر پوشیده از درختان نخل و اوکالیپتوس است. بزرگترین قطب اقتصادی آن، معدن سنگ آهن چغارت می باشد که عده زیادی از ساکنین در آن اشتغال دارند.

شهر بافق، از نظر زیست محیطی، در شمال شرقی منطقه حفاظت شده کوه بافق قرار دارد. این منطقه اصلی ترین زیستگاه جانوری منحصر به فرد و زیبا به نام یوزپلنگ است.

یوزپلنگ پستانداری است گوشتخوار که به سریع ترین جانور خشکی شهرت دارد. عضو خانواده گربه سانان است و تنها در آفریقا و آسیا زندگی می کند. تا همین چند سال پیش، یوزپلنگ آسیایی در تمام آسیا یافت می شد ولی امروزه تنها در کشور ما تعداد بسیار کمی از آن وجود دارد. از 60 قلاده یوزپلنگی که در ایران گزارش شده است، نزدیک به 40 قلاده در منطقه حفاظت شده کوه بافق زندگی می کنند و بقیه در قسمت هایی از استان های سمنان، خراسان جنوبی و کرمان هستند. تخریب زیستگاه، کاهش جمعیت طعمه (جبیر، قوچ و میش که غذا اصلی آن هستند)، احداث راه آهن، شکار و باورهای غلط مردم از مهمترین عوامل تهدید یوزپلنگ می باشد.

اما ظاهر یوزپلنگ را بهتر است از زیان اسکندر فیروز در کتاب حیات وحش ایران، مهره داران، بشنویم:

« یوز پلنگ با گربه سانان دیگر خیلی فرق دارد. یوز به جای چنگال های تیز و قابل غلاف شدن، ناخن هایی مثل ناخن سگ دارد. و پاهای بلند و بدن شکیل این حیوان که از هر جهت برای دو سریع تکامل یافته است نیز آن را کاملاً متمایز می سازد. یوزپلنگ قهرمان دوی جهان است و سرعت حیرن آور آن به بیش از 100 کیلومتر در ساعت می رسد. دانشمندان اطلاع می دهند که سرعت دو یوز در 5/2 ثانیه از حالت ایستاده به 72 کیلومتر در ساعت می رسد، در حالی که درهمین مدت زمان سرعت اتومبیل به 48 کیلومتر و آنتیلپ افریقا به 31 کیلومتر در ساعت می رسد. معمولاً روزها و گاه شب های مهتابی به شکار می پردازد که این هم با سایر گربه سانان فرق دارد1

متأسفانه این گونه زیبا در حال حاضر در فهرست جانوران در معرض خطر انقراض قرار گرفته است.

انجمن یوز پلنگ ایرانی از شهریور ماه 1385 با همکاری SGP (برنامه هدایای کوچک) اقدام به اجرای یک پروژه با عنوان « توانمند سازی جامعه محلی در حفاظت از یوزپلنگ آسیایی» نموده است. در مراحل ابتدایی پروژه، انجمن با آموزش پایه های اول و دوم مدارس راهنمایی شهرستان بافق، اهداف پروژه را دنبال می کند. طرح درس این کارگاه های آموزشی نیز بسیار در خور توجه است. با استفاده از این طرح درس، دانش آموزان با استفاده از فیلم، عکس، تابلوهای نقاشی شده و توضیحات تسهیلگران، ابتدا خصوصیات ظاهری یوز پلنگ و تفاوت های آن با بقیه گربه سانان منطقه نظیر پلنگ، کاراکال و سیاه گوش را می آموزند. سپس در قدم های بعدی زیستگاه، غذا، عوامل تهدید و اهمیت یوزپلنگ در هرم حیاتی را می فهمند. و پس از این آموزش ها به ارائه راهکار می پردازند. در پایان نیز با امضای یک تفاهم نامه به عضویت شبکه جهانی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در می آیند.

این پروژه در حال حاضر در شهر بافق در حال اجراست.  برای این عزیزان آرزوی موفقیت می کنیم.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين

بي عنوان 1

سلام!
چند روزي هست كه براي انجام يك پروژه تحقيقاتي به بندر عباس و جزيره قشم سفر كرده ام! الان هم نوشته هاي من از كنار خليج فارس و تنگه هرمز در حال تايپ شدن هستن!!
مي خواستم به اطلاع دوستان عزيز برسانم كه در صدد انتشار ويژه نامه نوروزي ماهنامه زمين با صفحات اضافي هستم. (شايد 12 صفحه و يا بيشتر) به همين خاطر از همه دوستان عزيزي كه مطلبي دارند دعوت مي كنم مطالبشان را براي من بفرستند. (ترجيحاً به آدرس Hmir13792000@yahoo.com و يا به آدرس ايميل سرباز زمين كه لينك آن در همين وبلاگ هم وجود دارد)
ماهنامه زمين نشريه اي زيست محيطي است كه با فعاليت داوطلبانه تعدادي از دوستان زيستكره زمين منتشر مي شود. دوستان عزيزي كه ماهنامه زمين را دريافت نمي كنند مي توانند با قرار دادن كامنت براي اين مطلب، نشاني ايميشان را براي سرباز زمين بفرستند تا براي آن ها نيز ماهنامه به صورت PDF ارسال گردد.
ان شاءالله در آينده نزديك به دور! وب سايت نشريه نيز راه اندازي خواهد شد.

با تشكر

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٥ - سرباز زمين